سندرم موردنویسی در بلاگستان!

مورد اول! آدم ها را همیشه بهتر از اونی که واقعا هستند می بینم! این مشکل خیلی از ماهاست! همین توقعات بی جا از مردمه که باعث میشه خیلی وقتها سرشکسته بشیم! حالا یه وقتی این توقع بی جا تاثیر خاصی توی زندگی‌ـمون نداره و فقط باعث میشه گاهی یه حس بدِ زودگذر پیدا کنیم [چیزی که امثال من هر روز تجربه‌اش میکنن!]، یه وقتی هم دیدی یه شکست بزرگ توی زندگیت اتفاق افتاد...!

خلاصه مراقب باشیم که مردم رو چطوری می بینیم! از اینور و اونور پشت بوم هم پایین نیفتیم؛ نه خیلی بدبین باشیم و نه خیلی خوشبین! 

 

مورد دوم! اصلا گیریم که تک جنسیتی بودن مدارس بهترین راه حل برای رفع تمام مشکلات کشور؛ ولی به جان خودم قسم (که میخوام دنیا نباشه و از این حرفا...!) در روزهای منتهی به ولنتاین باید اختلاط ایجاد کرد! میگید نه؟! شما را از همین حالا به حضور در مدارس پسرانه در روز چهارده فوریه‌ی 2018 دعوت میکنم! 

 

مورد سوم! سه شنبه‌ها حقیقتا بهترین روزهای هفته‌اند؛ دو زنگ ادبیات و زبا‌‌ن‎فارسی و دو زنگ حسابان، با معلم‌ـهایی که خوراک‌ـشون شوخی و مسخره بازی‌ـه! دامنه‌ی تحمل معلم ادبیات که میل به بی نهایت میکنه و شما زیر گوش‌ـش هم بزنی در جواب‌ میگه "جانم پسر گلم؟!" یا در هر فرصتی از فیلم‌های خوب ایرانی حرف میزنه و طرفدار پر و پاقرص گلشیفته فراهانی و داریوش مهرجویی‌ـه... از طرفی هم معلم حسابان که از اول تا آخر کلاس در هر فرصتی تیکه‌ی جنسی میندازه و با توجه به اینکه از نظر شخصیتی خیلی خاص و عجیبه، سه شنبه‌ها 3 ساعت شادی را به همراه داره! :)

 

مورد چهارم! باهاش خداحافظی کنین... :(

 

مورد پنجم! گرمی امسال خیلی خوب بود! تقریبا دو سوم پلی لیست جدیدم نامزد بودند :) این یعنی هر آهنگی که پخش میشد کلی حال میکردم! ضمن اینکه دو سه تا نیو آرتیست هم پیدا کردم که دوست‌ـشون داشتم! دِ ویکند هم که زنده خوند، چین اسموکرز هم که جایزه گرفت، هایده‌ـشون هم که رکورد زد! کلا همه چی عالی بود و دو ساعت و نیم تماشای گرمی کلی چسبید! :)


منبع این نوشته : منبع
خیلی ,مورد ,باعث میشه