«فیلمنامه: Some Shades of Someone» :))

از من به شما نصیحت! فیلمی نبینید که بعد از تموم شدن‌ـش با خودتون بگید "من که بهتر از این میتونستم فیلم بسازم!" :) و...  وقتی یه فیلمباز مثل من میگه که "من بهترشو میتونم بسازم!" واقعا همینطوره.. شما به توانایی های من هم شک نداشته باشید!

اصلا شما "مارگت رابی" و "رابرت پتینسون" را بدید به من، اگه توی خونه‌ی خودمون (که از قضا دیوار‌ـهاش هم مثل House of Grey تمام شیشه‌ای نیستند) فیلمی نساختم که کف از دهان سم تیلور و دوستاش لبریز بشه، هر چی خواستید بگید! اسمش رو هم میذارم some shades of someone که مرموز هم جلوه کنه :/ فیلمنامه هم همین الان آماده‌ـس! به این ترتیب که...

"" آنا و کریسشن(کریستین) توی راهروی دانشگاه میخورند به همدیگه و جزوه های آنا میریزه! از اونجایی که آنا خیلی خجالتی‌ـه، کلی عذرخواهی میکنه و بعد میپرسه «شما همجنس گرایید ؟!» (که خب دلیل سوالش هم واضحه! کریسشن یه پسر خیلی پولداره ولی هیچ دوست دختری نداره!) بعد پسره میگه که «نه! من از شما خوشم میاد! بیاید بریم یه قهوه بخوریم!» آنا هم کلی خوشحال میشه و میرن قهوه‌ـشون رو میخورن و بعد هم مشابه سایر فیلم های آمریکایی، کریسشن و آنا میرند خونه‌ی پسره(که در حقیقت خونه‌ی ما ـست :|) و... [دیگه از اینجا تا چند دقه بعدش رو باید توی نسخه unrated (بدون درجه سنی) ببنید!] بعد یهو پسره میگه که «من قوانین خودم رو دارم! اگه میخوای با من باشی،باید بعنوان برده‌ی جنسی من رفتار کنی!» آنا هم که خجالتی‌ـه؛قبول میکنه! بعد پسره میبردش توی یه اتاقی به اسم «اتاق قرمز» و میگه که «خب! این برنامه‌ی ماست! واسه دوست دختر من بودن،باید هر چیزی من میگم بگی چشم -sir- ! اینجا هم جایی‌ـه که هر روز کتک و شلاق و ...[ادامه‌ی نسخه unrated را ببینید!] رو تجربه میکنی!» آنا هم که عشق چشماش رو کور کرده فقط میگه «چشم sir» ! هیچی دیگه...این دو به خوبی و خوشی با هم زندگی میکنن تا اینکه یه روز آنا زیر فشار شلاق خوردن گریه‌ـش میگیره و وسایلش رو جمع میکنه که بره! توی آسانسور خیلی عاشقانه به هم نگاه میکنن و موقع بسته شدن در آسانسور،کریسشن خیلی عاشقانه میگه «آنااا» و آنا عاشقانه تر میگه «کریسشـــن» ...""

و به این شکل، واسه‌ـتون یه فیلمِ نهایتا 15 دقه ای میسازم که همون مفاهیم قدرتمند(!) و والا که قرار بود توی 2 ساعت فرا بگیرید را بگیرید !!

سال 2017 هم قسمت دوم فیلم رو میسازم به این شکل که "یهو آنا اون دکمه‌ی داخل آسانسور -که در رو باز میکنه- رو میزنه و میپره توی بغل کریسشن و میگه «گور بابای من! عشقم هر کاری میخوای بکن! اصلا من نوکرتم.. ظرف هم میشورم.. غذا هم میپزم..» و آن دو به خوبی و خوشی -دوباره- با هم زندگی میکنن! "

خلاصه‌ی تموم این چرندیاتی که گفتم(!) اینه که... دوستان! فیلم fifty shades of grey رو نبینید! حتی اگه نیم میلیارد دلار فروش‌ـش باشه! حتی اگه پرفروش ترین فیلم درجه سنی R باشه! اصلا برید به جاش شازده کوچولو بخونید! ... :))

   

+ و حالا... منصفانه بررسی کنم و نقاط قوت رو هم بگم! 

موسیقی فیلم واقعا عالی بود! ماشین هاش خیلی با کلاس بودند! بعضی جاهاش یه کم احساسی بود! دو بازیگر فیلم "جیمی دورنان" و "داکوتا جانسون" واقعا جذاب‌ـند (البته که رابرت و مارگت خودمون خیلی بهترند!) ! خونه‌ی کریسشن هم به شدت cool بود !

 

  

.: اگه کسی خونه‌ـشون از این پله‌ـهایی که پیچ میخورند وساه طبقه بالا داره و دیوارش هم شیشه ای‌ـه اطلاع بده! به جاش یه نقش خوب بهش میدم :) :|

.:. اون قسمت unrated رو واقعا تصور نکنید :/ من خودم هم هنوز نمیتونم بپذیرم! :دی

.:.: کلا هم همینه که هست! :دی

ادامه مطلب

منبع این نوشته : منبع
میگه ,فیلم ,خیلی ,کریسشن ,خونه‌ی ,پسره ,خیلی عاشقانه ,زندگی میکنن ,نسخه unrated ,پسره میگه ,some shades