«سیر کردن شکمِ مردم کدام کشور اولویت دارد ؟! »

+ببخشید آقا،خیابون عافیت را رد کردیم ؟

-بله! همون اولین ایستگاه این خیابون بود...همین جا پیاده شو...یه 10 دقه ای بیشتر راه نیست!

+ممنون :(

راننده زد کنار و من هم که همون موقع هم دیرم شده بود از اتوبوس پیاده شدم ولی با اینکه عجله داشتم؛سعی کردم با آرامش و با یه سرعت عادی راه خودم را برم...اینطوری نه مدام هدفون از توی گوشم در میومد و نه تابلوهای مغازه ها را از قلم مینداختم و میتونستم همشون را بخونم ! 

محو تماشای مغازه های قدیمی و بی زرق و برقی بودم -که اصلا برای فروش لوازم تزئینی خونه ها مناسب نبودند- که رسیدم اول خیابون! پر واضح بود که عافیت را باز هم رد کرده بودم! از یه مغازه دار سراغشو گرفتم و فهمیدم که حداقل 7-8 دقیقه ای به زمان تاخیرم اضافه میشه :/ دوباره از همون مسیری که اومده بودم برگشتم،انگار مجبور بودم همه ی اون تابلوها را از اول بخونم...! 

همینطور که در و دیوار اطراف را نگاه میکردم،کاغذ سفیدی از دور نظرم را جلب کرد...از همون فاصله سعی کردم بخونمش ولی چون دور بود؛چیزایی که میخوندم درست نبودند و هیچ معنایی نداشتند...کم کم خیلی نزدیک شدم تا جایی که تونستم واضح بخونم...بازم ناخودآگاه تلاش میکردم که واقعیت را نبینم و نوشته ی روی کاغذ رو جور دیگری بخونم...ولی گویا گزینه های زیادی برای گذاشتن جای کلمات روی کاغذ نبود...دیر یا زود باید قبول میکردم که روی این کاغذ سفید؛یک نفر با فونت B Nazanin ، درشت و خوانا نوشته "فروش کلیه B مثبت فوری" ...

کاملا پوکرفیس شده بودم...اصلا باورم نمی شد...اولین و آخرین باری که با چنین موضوعی مواجه شده بودم مربوط به یک سریال طنز بود و فکر نمیکردم چنین چیزی حقیقت داشته باشد...کمی فکر کردم؛دیدم چندان هم پیچیده نیست! یک نفر نیاز مالی دارد،کلیه اش را به قیمت مرگ میفروشد و یک نفر به قیمت زندگی،آن کلیه را میخرد.

نمیدانم اینکه فردی آنقدر نیازمند است که حاضر است بخشی از جسم خود را برای رفع نیازهای مالی فدا کند،به چه کسی،به چه سازمانی،به چه وزیری یا حتی به چه کشوری (!) مربوط است ولی آنقدر میدانم که در این میان؛کسی که چندان هم مقصر نیست،فروشنده است و آن کسی که اصلا و ابدا تقصیری ندارد،خریدار...

خیلی دلم میخواست سر در بیارم که حقیقتا این فروش کلیه چرا و چگونه انجام می شود ؟ کار سختی هم نبود! وقتی در گوگل جستجو میکردم،از اولین پیشنهادات در رابطه با "خرید و فروش" ؛ "کلیه" بود ! ماجرا وقتی دردناک تر شد که دیدم در حالی که دوستان عزیزمان در حکومت نشسته اند و به دلایل امنیتی "پوکمون گو" فیلتر میکنند و فیلترینگ هوشمند اعمال،دلالانی با خیال راحت نشسته اند پشت میز و دامنه های .ir میخرند و کلیه خرید و فروش میکنند...آنقدر آسان و بی دردسر که از خودم میپرسم : آیا واقعاً آنچه که معامله می‌شود، همان کلیه ی آدمی است؟! .... .. .. 

 

 

+ نمیدانم کدامین مشکل،مسئولین را از نجات زندگی مردم کشورشان غافل کرده است :

    - امنیت ذهنی جوانان در شبکه های اجتماعی؛

    - یا گرسنگیِ مردمِ بی خانمانِ کشورهایی که میخواهند سر به تن ایران نباشد...!*

 

*مرزهای کشورمان را عقب برده ایم و از کشورمان در خاک عراق و سوریه و فلسطین دفاع میکنیم ؟! قبول! دفاع کنید...ولی آخَر سیر شدن شکم مردم سوریه و عراق یا بازسازی خانه های خراب شده شان؛به قیمت گرسنگی مردم ایران و بی خانمانی و فقر در چند متری خانه ی خودت ؟! [ببخشید! اشتباه شد! در شعاع چندین کیلومتری جایی که شما زندگی میکنید،رنگ فقر هم دیده نمی شود !]

 

+ به عنوان پاسخ سوال موجود در عنوان مطلب:

الف- کشوری که هشت سال مردم ما را از زندگی عقب انداخت.

ب- کشوری که در هنگامه ی آن هشت سال،برای دشمن ما کف و سوت میکشید.

ج- پاسخ دلخواه : .... !

 


منبع این نوشته : منبع
کلیه ,مردم ,بخونم ,کشوری ,آنقدر ,زندگی ,فروش کلیه